درروزهای جدائی
ایمان سبز
ماست
که
جاری میشود!
اومی رود دردل مردابهای شهر
درراه آفتاب
خم میکند بلندی هر
سروسرفراز.....
ازخون سرخ من بیوش ردائی
من غرق میشوم در
برهوت دعوت..ای سرزمین من!
ای خوب جاودانه برهنه!قلبت کجای زمین است؟که بادهای
همهمه را
اینک صدازنم..درحجره های ساکت آن.