گاهنامه

شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حائل / کجادانند حال ماسبکباران ساحل ها

گاهنامه

شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حائل / کجادانند حال ماسبکباران ساحل ها

دوش دیوانه شدم..........................................گلبرگ

در
یرسه های
کوچه
دلتنگی آنگاه که از همه چیز و
همه کس
بیزاری!
یک
صدا ! نه
زمزمه ای از دور دست ها بگوشت آید که!
آمدم!
گریه مکن! داد مزن
هیچ
م
گ
و