گاهنامه

شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حائل / کجادانند حال ماسبکباران ساحل ها

گاهنامه

شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حائل / کجادانند حال ماسبکباران ساحل ها

دریاباش
و
مرا چون موج ها
در
آغوش بگیر و رها کن!
رها
میشوم
و
طعم ناخوش ساحل را می چشم
و
دوباره به
آغوش تو باز می گردم
در
ساحل
همه از هم جدا هستند! ولی در دریا......نه!من دریائی هستم!..دریائی.