زندانبان بازنشسته!! تنها بود و خسته از سالها نگهبانی از دربهای بسته! و اینک چند سگ و گربه را در خانه خود به زندان انداخته بود!! چون برای او عادت شده بود تا از اسیران مراقبت کند!! قبل از مرگش در یادداشتی چنین نوشته بود: یک ساعت هواخوری در روز!فقط یک ساعت!