رودرروی سیاهی ایستادهیکه وتنها..تمامشب!درکلامش نوربرزبان..آتشبرلبش فریاد:شمع.شعله افزون می کند گو سربه تیغش برزنند....راست همچون شمعخواهد ایستاد آیاروی درروی سیاهییک تن از اینجمع؟